2777
2789
عنوان

همچین پسرایی

| مشاهده متن کامل بحث + 119 بازدید | 15 پست

فرض کنید چنین آدمی تمام دوران مجردی در حال هوسرانی‌ باشه و هیچ کس هم نفهمه، بعد هم یک زن نجیب  و همه چیز تموم گیرش بیاد و ازدواج کنه و بعد ازدواج هم باز همه جور هوسرانی انجام بده بی اینکه کسی بفهمه تا لحظه‌ی مرگ؛ 

حالا تو اون اثنای مرگ اگر فرصتی برای فکر کردن به کارنامه‌ی زندگی‌اش باشه احساس خشنودی و رضایت بهش دست می‌ده و  از زرنگی و کیف کردن بی‌امون تو زندگی مباهات می‌کنه یا سرافکنده است؟!


در مقابل کسی رو فرض کنید که تمام سال‌های مجردی خویشتن‌داری و سرکوب کرده و آزرده شده اما تن به گناه نداده.

بعد هم یک زندگی عادی با یک زن عادی و هرگز به خودش و هوا و هوسش فرصت تنوع طلبی و تجربه‌های عجیب و غریب  نداده...

این یکی در اثنای رسیدن  مرگش وقتی به عقب برمی‌گرده چه حسی داره؟ پشیمونه که کم کیف کرده؟ یا راضی از زندگی‌اش؟!

زرنگ کدومه و جاهل کدوم؟!

برنده کدوم و بازنده کدوم؟! 


فکر کردن به این موقعیت باید تو نوجوانی و اول جوونی از ذهن آدم بگذره تا راه زندگی‌شو بفهمه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

Flim 😉

mahdi137800 | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792