مثلا یبار معدل کلم ۱۵ شده بود بعد همیشه تو امتحان علوم و ریاضی نمره ام ۴ میشد نهایت دیگه ۸... درسای دیگه مثل فارسی اجتماعی دینی همش ۱۱ میگرفتم یا دیگه نهایتا ۱۴ میشدم... بعد هر وقت نمره مو میدیدم از استرس میخندیدم بعد همیشه معلمام تیکه مینداختن مثلا تو جمع جلو بچه ها یبار معلمم بهم گفت ایشالا نمرتو ببری به بابات نشون بدی جلو باباتم همینطوری بخندی یا یبار سر امتحان از معلمم یسوال پرسیدم معلمم گفت تو که درس نخوندی دیگه این سوالاتو جواب بدم چه تاثیری برات داره
ولی تو واقعیت من درگیر دعوای طلاق مامان و بابام بودم نمیتونستم تمرکز کنم درس بخونم همش به خودکشی فکر میکردم چندبار بیمارستان بستری شدم شبا از خونه فرار میکردم بعد چون تو کیفم جا نمیموند لباس مدرسه مو بزارم با شلوار مدرسه فرار میکردم فرداشم همونجوری میرفتم مدرسه دیگه بجای مانتو یه هودی بلند میپوشیدم معلوم نشه یونی فرم ندارم بعد وقتیم میرفتم واسه اینکه دوستام و همکلاسیام نفهمن میرفتم تو دستشویی مدرسه تا میتونستم گریه میکردم بعد معلمم ازم علوم میپرسید جواب نمیدادم میگفت مگه تو خونه چه کاره مهمی داشتی که نتونستی ۴ ص علوم بخونی...