2777
2789
عنوان

مخلص زری

| مشاهده متن کامل بحث + 10348 بازدید | 1682 پست
چرا😂 فهمیدن اینجام داریم سس شعر میگیم

خوبه من اگ امین میفهمید گوشی میکرد تو حلقم میگف روز کمه شبم میری 

امینم و دیگر هییییییچ ،❤️❤️❤️❤️❤️ من وحششششی ام من جنگی ام اعصاب ندارم درخواست ندید مث سگ میمونم از ما گفتن بود ....

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

کاش میفهمید حداقل گوشیت میکرد تو حلقت منو کشتی از بس خندیدم لنتی

خخخخ اقااااا مگ فقط پیاما من خنده دار بود ،🤣🤣🤣

امینم و دیگر هییییییچ ،❤️❤️❤️❤️❤️ من وحششششی ام من جنگی ام اعصاب ندارم درخواست ندید مث سگ میمونم از ما گفتن بود ....

ینی رو کامنتات جوری خندیدم که نگوووو

خخخخ تو ک میخندی من بعدش میرفتم مجدد میخووندم میخندیددم

امینم و دیگر هییییییچ ،❤️❤️❤️❤️❤️ من وحششششی ام من جنگی ام اعصاب ندارم درخواست ندید مث سگ میمونم از ما گفتن بود ....

خخخخ تو ک میخندی من بعدش میرفتم مجدد میخووندم میخندیددم

اونجا که به چری گفتی یکی بمن می‌گفت شب خوش ولش نمی‌کردم ینی یه طوری غلط میزدم از خنده که نگو 

قلمرو گنجشگ های ناآرام https://daigo.ir/secret/9647343337

اونجا که به چری گفتی یکی بمن می‌گفت شب خوش ولش نمی‌کردم ینی یه طوری غلط میزدم از خنده که نگو

اخخخخ بقران خیلی ته فوش بود 

امینم و دیگر هییییییچ ،❤️❤️❤️❤️❤️ من وحششششی ام من جنگی ام اعصاب ندارم درخواست ندید مث سگ میمونم از ما گفتن بود ....

اصلا خیلی کرم ریختی دیشب 😂 راستی نرفتی خونه مامانت

ن نرفتم سرویس باشگاه ارسلان نیس دیگ امین باید خودش بیره  بیارع گفتم دیر میشه تا بیاد اونجا خودم گفتم ک نمیرم امین تعجب کرد... گفتم خیلی دیر میشه اینا تازه ده میرسن خونه مامانم...اونم بیچاره صب رفته بود کلی ژله چیپس پفک برا بچها خریده بود گفت من اینا چیکار کنم گفتم بشین با بابام بخور خخخخ 

امینم و دیگر هییییییچ ،❤️❤️❤️❤️❤️ من وحششششی ام من جنگی ام اعصاب ندارم درخواست ندید مث سگ میمونم از ما گفتن بود ....

ن نرفتم سرویس باشگاه ارسلان نیس دیگ امین باید خودش بیره بیارع گفتم دیر میشه تا بیاد اونجا خودم گفتم ...

خونه خودت و بابات که زیاد دور نیست از همدیگه

قلمرو گنجشگ های ناآرام https://daigo.ir/secret/9647343337

خونه خودت و بابات که زیاد دور نیست از همدیگه

ن بابا دوتا چهار راه هست خب میدونی پسر زهره هم با ارسلان با همن بعد اونروز علی برد اورد الان نوبت امین هست باید اونم ببرع برسونه دیگ بعد بیاد خونه مثلا لباس عوض کنن دیگ گفتم ولش نرم

امینم و دیگر هییییییچ ،❤️❤️❤️❤️❤️ من وحششششی ام من جنگی ام اعصاب ندارم درخواست ندید مث سگ میمونم از ما گفتن بود ....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز