من یادمه یه کوله داشتم پنج سال دبستان باهمون میرفتم مدرسه کفش هم سالی یه بار برام میخریدن هیچ لوازم تحریر قشنگ یا جامدادی نداشتم که زیبا باشه با حسرت وسیله ای بقیه رو نگاه میکردم
وای لباس گفتی با 36 سال سن هنوز تصویرش تو ذهنمه یه پیرهن پفی زرد و مشکی بلند بود چقدرررر دوسش داشتم مامانم گفت زشته و نگرفت نمیشه گفت حسرت نظرشو گفتع ولی من دوسش داشتم
❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛ پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم