روی خودت کار کردن صرفا مربوط به انجام کارای خودت توسط خودت نمیشه
وقتی روی خودت کار میکنی وقتی مهارت زندگی رو یاد میگیری ناخوداگاه رفتارهایی انجام میدی که دفع نداری و شوهرت جذبت میشه
مثلا"، وقتی از شوهرت بابت عدم همراهی به دکتر دلخور نیستی( من نمیگم حقته باید تنها بری یا نیومدن ایشون رو توجیح کنم فقط میگم به دل نگیر) میتونی از روشهای اقتدار دهی و تامین کنندگی که روی مرد خیلی اثر داره استفاده کنی و مردت رو بکشی سمت خودت وقتی گله وشکایت نداری ناخوداگاه مردت به سمت کمک بهت متمایل میشه
یه مثال بزنم از خودم: اونروز میخواستم مقداری طلا بفروشم از همسرم خواستم با من بیاد اون گفت فقط منو تا بازار میرسونه اولش ته دلم ترسیدم گفتم خوب یه زن تنها بره طلا بفروشه ممکنه سرش کلاه بذارن اولشم کمی از شوهرم دلخور شدم چون کارای خرید و فروش طلای خواهراشو انجام میده برای من نمیومد ولی سعی کردم دلخوری رو از خودم دور کنم نشستم توی ماشین هیچی نگفتم اومدم پیاده شم خداحافظی که خواستم بکنم ناخوداگاه گفت بایست منم بیام به همین راحتی بدون حتی کلمه ای حرف شوهرم کار درست رو خودش متوجه شد فقط کمی صبوری میخواست.
وقتی حالت خوب باشه و نشخوار ذهنی نداشته باشی و از کسی طلبکار نباشی میتونی سنجیده رفتار کنی و حرف بزنی میتونی به شوهرت بیشتر عشق بدی
مردا وقتی کاری کردن اگر از کارشون تعریف و تمجید کنیم مرتبا اون کار رو تکرار میکنن و دست از لجبازی برمیدارن و دنبال تکرار خوبی های دیگه به ما هستن فقط باید مسیر رو براشون ایجاد کنیم