2777
2789
عنوان

خیانت کردم

640 بازدید | 17 پست

خب ببینید؛ بنده یه پارتنری دارم که به امید خدا سال بعد ازدواج میکنیم. بعد ایشون یه کاری کرد. چه کاری؟ از روی ترس و عصبانیت اسکرین شات پیام‌های منو برای دختری فرستاد که روش حساسم و به هیچکسم‌ نگفت. منم رفتم پبوی دوستش و درمورد این موضوع بهش گفتم و توی تمام پیام‌هام تاکید داشتم که پارتنرمو‌ عاشقانه میخوامش. اما عذاب وجدان دارم از اینکه صحبت کردم ( پارتنرم قراره در جزئیات تک تک پیام‌ها باشه، همین که بدون اجازه رفتم خودش خوبه ) اما خب از اینکه روم نمیشد مکالمه رو تموم کنم و خدافظی کنم عذاب وجدان‌ دارم و اینکه از صحبت‌ها و نصیحت‌هاشون وایب خوبی گرفتم و جالب بود برام! چون من با هیچ پسری حرف نمیزنم و قطعا اینو هم قراره به پارتنرم‌ بگم 

توروخدا بگید من خیانتکارم؟

بخدا من حتی پسر هم نگاه نمی‌کنم تو خیابون

یه بار میخواستم با سر برم تو در رستوران چون نمیخواستم با پسر مواجه شم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خیانت نیست ولی ممکنه زمینه ساز خیانت باشه معمولا از یه نصیحت و درد و دل شروع میشن اگه رابطه ات رو دوست داری چت با اونو بذار کنار 

به هر چیزی که آسیبی کنی،آن چیز جان گیرد...دنیای عجیبیه!کفتارا،شیرا رو میکشن تا موشا حکومت کنن...!!

خیانت نیست ولی ممکنه زمینه ساز خیانت باشه معمولا از یه نصیحت و درد و دل شروع میشن اگه رابطه ات رو دو ...

اصلا خودم مکالمه رو تموم کردم. به پارتنرمم‌ میگم و از دسترس میرم

ببخشید میگم خیانت نبود خریت بود

خو اخه اون دوست پارتنرت چیکار میخواست برات بکنه ک رفتی بش گفتی؟

فقط میره بهش میگه همه چی بدتر میشه

ویران شده را حوصله منت معمار نباشد//ویرانه ما را بگذارید که ویران بماند....... 

انشالله مشکلات رابطه تون همیشه در همین حد و اندازه بمونه

تو نمی‌فهمی، توروالد. من نه تنها یک همسر یا یک مادر نبودم، بلکه تنها یک عروسک بودم. تو مرا در خانه‌ات به بازی گرفتی، درست همان‌طور که من عروسک‌هایم را به بازی می‌گرفتم. حالا باید خودم را پیدا کنم. باید خودم را از نو بسازم. من باید به عنوان یک انسان زندگی کنم، نه یک عروسک

رابطه ها وقتی آقایی و خانمی زیر 20سالشونه

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792