بچه ها یه پسره بود دوستم باهاش منو اشنا کرد
خیلی پسر قد بلند خوش هیکل خوش پوش چهره خوبی هم داشت
خلاصه ک ما قرار شد همو ببینیم...
رفتیم بیرون یدونه شاخه گل بم داد سوار ماشینش شدم
منو برداشت برد تو ی باغ😐
باغه هم از این اتاقک هایی داشت که به شکل سنتی ساخته شدن
رفت دوتا رانی خرید اورد گف بیا اینو بخور بعدا اگ خواستی میریم شام میخوریم😑😂😂😂😂😂😂😂
حالا من ک گشنه شام اون نیستم الحمدلله وضع مالی خوبی داریم اصلا مگه من گشنه شام این گدایم...
بعدش رفتیم سوار ماشین کلی حرف زدیم این فقط منو با ماشین تو سطح شهر میچرخوند😐
ساعت 11 شب شده بود منتظر رفیقم بودم از ارایشگاه برگرده بریم دنبالش....
رفیقم همونی بود ک منو با این پسره اشنا کرده بود!
دوستم اومد گف خب بچه ها اشناییتون چطور بود؟
گفتیم خوب بود
یهو گفت شام خوردید؟ پسره گف نه
دوستم برگشت نگاش کرد گف امید؟
امید دختر مردم ساعت 11 تو ماشین تویه هنوز بش شام ندادی؟
پسره گف خب هر چی بش میگم چی میخوری چیزی نمیگه... (اخه چن بار پسره تعارف خشک خشک کرد منم جواب ندادم پسر باید خودش بره چیز بخره بیاد)
بعد دوستم بش گف بیا برو گمشو شام بگیر دختر مردم اوردی بیرون از گشنگی مرد تو ماشینت ساعت 11 هنوز هیچی بش ندادی
پسره قرمز شده بود😂😂😂😂تو خودش ریده بود
رفت یدونه پیتزا دونفره خرید
دوستمم میگف من نمیخورم حالم بده برا من نگیر برا خودتون بگیر
به هر حال منم ولش کردم چون پسره لاشی بود از اینایی ک فوری رابطه جنسی میخواست سر قرار دوم
و البته مهم تر اینکه ارزشی برای دختر قاعل نبود و مدام فکر میکرد دختر میخواد ازش بکنه
یکی نیس بگه گدا اخه مگه یدونه شام دادن میشه پول کش رفتن؟ دخترایی ک پول میکشن طلا و ماشین میکشن ن شام 😂😂