2777
2789
عنوان

مادری که جلوی دامادش از دخترش بد میگ

| مشاهده متن کامل بحث + 405 بازدید | 27 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یه بار مادرم داشت به من میگفت تو فلانی حالیت نیست و.. کلا یه مدت گیر داده بود عیب میزاشت روم منم دیگ ...

مادر منم ازم ایراد میگیره یا اون روز جلو شوهرم میگفت پیشونیت چرا ابنقدر خط افتاده حالا اینقدر سپردم پیش شوهرم از این چیزا نگو 

مادر منم ازم ایراد میگیره یا اون روز جلو شوهرم میگفت پیشونیت چرا ابنقدر خط افتاده حالا اینقدر سپردم ...

فکر کنم از قصد میگه 

رابطتو کمتر کن یا سعی کن با شوهرت زیاد نری تنها برو

زیادم رو نده برا صحبت کردن در موردخودت 

...
فقط به فکر خودشونن تا زمانیکه مریض میشن دختر میشه پاره تنشون 😒

والا اون روز حال روحیم بد بود بماند که دهنمو سرویس کردن و حال بد منو صدبرابر بدتر کردن حالا من بچه دارم

بعد شروع کرده بودن گناه کرده و نکرده بچگمیو تا الان بیارن جلو چشمم  که گریه کردم و رفتم تو اتاق و فقط با حالت سرزنش میگه فکر شوهرت باش یا میگه فکر بچه ات باش انگار من ادم نیستم  

بعد هم اینقدر  سرزنش و تحقیر و مقایسه که جلوش زار زدم گفتم مامانم من حالم بده بهم گفت ضعیفی بابا منو بگو که رو تو حساب کرده بودم گفتم باز این دختره میاد تو پیری بهم میرسه 

....

چی بگم ۳۸ سالمه تا کوچکترین چیزی بشه منو هنوز با دوست دوران دبستانم مقایسه میکنه و اونو میکوبه تو سرم


فکر کنم از قصد میگه رابطتو کمتر کن یا سعی کن با شوهرت زیاد نری تنها بروزیادم رو نده برا صحبت کردن در ...

بعید میدونم از قصد بگه میخواد حرف بزنه مثلا بلد نیس و نمیفهمه چه جوری باید حرف بزنه 

فکر کنم از قصد میگه رابطتو کمتر کن یا سعی کن با شوهرت زیاد نری تنها بروزیادم رو نده برا صحبت کردن در ...

اون روز سر جنگ شوهرمو میدید دفاع میکرد از سیاست ایران اون نبود با ما همراه بود بعد به شوخی که خودمون دوتا بودیم بهش گفتم منافق بعد گفت نه من حرف حق و میگم و منم گفتم نه جلو شوهرم یه جور مبگی اون نیست یه جور دیگه برعکسشو میگی 

مثلا داشتم شوخی میکردم بعد گفت چرا باید اینکارو کنم گفتک میخوایی مثلا یه چیز بگی اون ( شوهرم) خوشش بیاد موافق اون میگی

یهو گارد گرفت که وااا حالا یه چیزی هم به من ببند ( ۶۸ سالشه ها فکر کرده ۱۴ سالشه بهش یه چیزی با شوهرم ببندم) 

والا اون روز حال روحیم بد بود بماند که دهنمو سرویس کردن و حال بد منو صدبرابر بدتر کردن حالا من بچه د ...

اصلا از مشکلاتت هیییچی پیشش نگو

حتی از موفقیتاتم نگو 

رفت و امدتو کم کن به خودت اسیب میزنی اینطوری 

...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز