از دیشب تصمیم گرفتم اون پسری که از ۱۱سالگی عاشقش بودم رو فراموش کنم همون کراش هرچی که بهش میگین خب بعد تا الان که ۱۷سالمه بهش حس دارم و قسم خوردم فراموشش میکنم و از دیشب خواستم خود واقعیم باشم ولی دیشب گفتم فراموشش میکنم یهو بغضم گرفت دو ساعت فقد گریه میکردم امشب هم همینطور چمه من 😭😭
اصلا اون دنیاهم نمیگم چه برسه این دنیا پسره اصلا خوب نیست اصلا... تو نمیفهمی چه ادمیه...یعد اصلا از رل ازدواج خوشم نمیاد اینم بگم پسره هم بهم حس داره ولی اشغال رل زد
خداکنه زمان نجاتم بده ((:طبیعیه الان من برای خودم گریه میکنم دیگه؟؟؟
این احساسات توی این سن واقعا طبیعیه و تقریبا همه این دوران این مسایل رو از سر گذروندن من طبق تجربه خودم میگم که وقتی با یه فرد خوب ازدواج کردی و بچه دار شدی حتما به این گریه هات میخندی😅برات این خنده ها رو ارزو میکنم