بچه ها داداشم میخاد ازدواج کنه با همکارش
هر دو کادر درمانن فعلا ک بابام راضی نیست اما من راضیم مامانمم همینطور
دختر خوب کاری زیبا تحصیل کرده مودب خاکی
بچه ها ما ی غلطی کردیم به مامان بزرگمون گفتیم
بعد گفت بیارید من ببینمش
پریروز ک میخاستم بریم هئیت و اینا
منم گفتم نبرید حالا هیچی رسمی نشده
مامانم گفت نه مامانبزرگ ذوق داره
آقا رفتیم گفت هیشکی نیست بیاید تو حالا یهو بابام مامانم اومد پسر داییم اومد
بماند ک چقد بد صحبت میکردن اینا
یهو بابای مامانم دستمو کشید ادای دختر رو درآورد ک چرا انقدر سرش بازه ... بچه ها اونقدر قرتی نیست ولی خب امروزیه کلا فامیلامون خیلی حسودی خیلی از بچگی من یادمه زندگی مونو بهم ریختم دو طرف من عقده کردم میخام هرکی هرچی گفت جوابشونو بدم ؟ جواب بدم؟