باردارم و استراحت مادرم چند روز پیشم بود دوستم زنگ زده بود حالمو مدرسه بعد میگف سزارین سو طبیعی نیازی داغون میشی من افتادگی پیدا کردم و کنترلی رو دستشویی ندارم همینجوری داشتم حرف میزدم مامانم بین حرفامون گفت برو باز سزارین کن من یه ماه اینجا باشم 🥺
خیلی ناراحت شدم خدا آدم رو محتاج هیچکس نکنه حتی مادرش
اصلا یه درصد به من فک نکرد بفکرش خودش بود که پیش من نمونه