سلام برادرم 35سالشه قرار بود با دختر دوست مامانم ازدواج کنه یعنی قبل اینکه خاستگاری کنیم گذاشتیم اول باهم دیگع حرفاشونو بزنن بعد خاستگاری کنیم اینا که رفتن دختره گفت که حساب مشترک باز کنیم و رستوران انچنانی باید بریمو و مثل خواهرم نیستم که سال به سال مانتو نگیرم و سرکارم نمیرم میخام برم باشگاه بادوستامم در رفت و آمدم اهل مشروبو اینام بود و مهمونیای قاطی برادرمم از ایناس که تا حالا با هیچ دختری حرف نزده و حرف بزنه از خجالت قرمز میشه بعد از 4بار که باهم رفتن بیرون برای شناخت داداشم گفت به دختره که نمیتونم نیازاتو براورده کنم و کات شد بعد بعده1ماه مامانم زنگ زده به دوستمون خیلی سرد برخورد کرده و گفته دخترم مگه چی میخاست که اینجوری گفتید همه چی تموم شد مامانمم نشسته داره غصه میخوره 😭😭😭