وای یه دوستی داشتم که زیاد دوست نداشتم باهاش دوست باشم و یه ذره سنش رفته بود بالا مشکل اخلاقی داشت و سیگاری شده بود و یه جریانای بدی داشت
بعد چند بار این منو تو خونشون نگه میداشت تا دوی شب و حرف میزدیم و بعد زنگ میزد 133 بیاد دنبالم اون موقع اسنپ اینا نبود و یارو 133 یه شب به من گفت خونتون الان اونجایی هست که داریم میریم گفتم اره از دم خونه دوستم میومد دنبالم پیرمرده راننده
خلاصه گفت اره تو اون خونه که الان ازش سوار شدی یه دختر خراب زندگی میکنه و خلاصه هر چی تو دهنش بود گفت و منم دیگه روم نشد به دوستم بگم بعضی هاشون خیلی وقیح هستن