شانسم تاایپیکم زدم نیومد یکم حرف بزنم درد و دل کنم☹️
دوستای قدیمی دوران دبیرستان بعد چند سال بهم پیام دادن که بریم بیرون
البته تو فضای مجازی تا حدودی باهاشون ارتباط داشتما ولی خب اصلا چندسال بود نه خیابون باهم رفتیم نه جایی
دیگه خلاصه منم با اینکه امروز خیلی کار داشتم واقعا میگم نمیتونستم برم ولی بازم چون گفتم خب اینا از شهرای دیگه دانشجو بودن اومدن حالا دلشون نشکونم ناراحتشون نکنم برم
رفتیم بعد یک ساعت یکی از دوستام به دوستم دیگم گفت بریم خونمون خالیه پاستور بازی کنیم
اون یکیم گفت باشه
حالا منم خب گفتم لابد به منم تعارف میزنن به منم میگن بیا بریم
یکهویی برگشتن گفتن تو داری کجا میای از اینجا برو خونت دیگه😐
من شوک شدم قشنگه
اومدم خونه یک ساعت تموم گریه کردم
بچه هم نیستما ولی رفتارشون دلم رو شکوند