من چون بچه بودم و درسمم خوب بود زیاد تمایل نداشتم به ازدواج و اینم بگم که من بشدت با خانواده مادریم مخصوصا خاله هام رابطه بشدت خوبی داشتم
همونا هم منو خیلی تشویق به ازدواج میکردن
یادمه یکی از خاله هام میگفت این آدم رو خدا گذاشته جلو راهت پس از دستش نده
منم خیلی مطیع خاله هام بودم نمیدونم چرا همیشه دوست داشتم که منو دوست داشته باشن
چون بابامو دوست نداشتن
و این خیلی واضح بود تو رفتارشون
من دوست داشتم یه جوری رفتار کنم که منو دوست داشته باشن
بچه بودم دیگه