2777
2789
عنوان

بچه ها دیروز قرار اولم‌بود

| مشاهده متن کامل بحث + 765 بازدید | 80 پست
عزیزم دیده بودمش ولی از دور چون تویه روستا بودیم یه شناخت نسبی داشتم ولی اینکه باهاش جدی بشینم حرف ب ...

قرار نیست شما به کسی بگید به خانواده اش بگه. خود اون فرد باید اینقدر شخصیت برای خودش و فردی که باهاش قرار میذاره قائل بشه که پدر مادرخودش رو در جریان بذاره‌.

الان یه هفته بی خبرم ازشهمه چی خوب بود همو دیدیمبرام دسته گل گرفته بودولی چند روز بعد دیدن بخاطر یه ...

بخاطر چی ‌ناراحت شد؟ به همین زودی جازد؟ دیگه آدم نمیدونه کی خوبه کی بد با این اتفاقات

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بخاطر چی ‌ناراحت شد؟ به همین زودی جازد؟ دیگه آدم نمیدونه کی خوبه کی بد با این اتفاقات

واقعا بگم خودم هم هنوز نمی دونم چی شد باورت می شه

ببین ما شبش کلی حرف زدیم قربون صدقه ام رفت

قرارشد بره کت شلوار چه مدلی بگیره

من چی بپوشم

واسه خواستگاری

ببین همه چی خوب بود

اون رفت بخوابه صبح می خواست بره سرکار

من نتونستم هرکاری کردم خوابم نبرد

استرس داشتم می ترسیدم بابام قبول نکنه

همش فکر وخیال کردم تا صبح

تا صبح خوابم نبرد

من فقط ساعت ۱۲ تو یه برنامه رفتم که نباید می رفتم

من فقط رفتم ببینم اون رفته یا نه

می خواستم مطمئن بشم خیالم راحت بشه بخدا

بعدش پاک کردم برنامه رو

من ساعت ۵ صبح می دونستم بیدار می شه بهش پیام دادم

حالش رو پرسیدم

خیلی خوب باهم حرف زدیم

رفت سرکار

ساعت ۴ دیدم پیام داد

عصبی بود

که چرا رفتی اونجا

تا صبح داشتی با پسر حرف می زدی

خیانت

ابن حرفا

هرچی زنگ زدم توضیح بدم جواب نداد پیام دادم جواب نداد

خلاصه آخرش بهت بگم برگشت به من گفت بستری ام کردن بخاطر فشار عصبی

از من ناراحت بود

ولی می خواست قطع کنه گفت فعلا خدافظ

وقتی گفت فعلا خیالم راحت شد یکم که تموم نشده

ولی الان چند روزه بی خبرم ازش

نمی دونم واقعا چیکارکنم

دیگه زنگ که نمی زنم با پیام

ولی همش منتظر زنگم

نمی دونم چیکارکنم 

نمی دونم تموم شده همه چی یا نه



واقعا بگم خودم هم هنوز نمی دونم چی شد باورت می شهببین ما شبش کلی حرف زدیم قربون صدقه ام رفتقرارشد بر ...

عزیزم درکت میکنم واقعا سخته. من توی ماجرا شما نبودم  که بخام قضاوت بکنم ولی ببین اگه بهت اعتماد داشت نباید گارد میگرفت سر اینکه شما چرا نرفتی داخل برنامه وبدتر از همه بهت گفته خیانت کردی.‌مگه ۶ ماه باهات نبوده تورو نمیشناخته؟تو این مدت بهت اعتماد پیدا نکرده؟ مگر اینکه شکاک باشه که زندگی با اینجور افراد نابود کننده هست

واقعا بگم خودم هم هنوز نمی دونم چی شد باورت می شهببین ما شبش کلی حرف زدیم قربون صدقه ام رفتقرارشد بر ...

من دو،بار پستتون خوندم خیلی مسخره بود کار پسر ..طرف گفت بستری شدم 😐..مدرکی هم بهت نشون داد که بستری شده ،عکسی چیزی ،تو الان باور کردی؟ ..عزیزم این مشخصه پیچوندتت کسی که واقعا دوستت داشته باشه این مسخره بازیا رو درنمیاره..اون خودش فقط باتو نیست مطمئن باش تو مجازی هزار جور خیانت میکنن از لایک گرفتن تا چت و چیزای دیگه ..با احساس نرو جلو ..لطفا با عقلت برو جلو ..بزارین دنبالتون بیان نه دنبالشون برین ..اونی که واقعا عاشق باشه هرکاری میکنه عشقش یه قطره اشک نریزه ..اگه برگشتم مطمئنن باش واسه چیز دیگه س ،اون تورونمیخواد 

⁩راضی بودن به مشیت الهی آرتور أشی قهرمان تنیس جهان در سال 1983 بود که بر اثر تزریق خون آلوده به ویروس ایدز به این بیماری مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. در جواب نامه طرفدارانش پاسخی داد که پاسخی تاریخی در جهان شد. او پرسیده بود من از این کار خدا در حیرتم که چرا در بین این همه انسان بد، خداوند تو را برای این ویروس انتخاب کرد؟ اشی در پاسخ گفت: در سال 50 هزار کودک در جهان تنیس بازی می‌کنند. 5 هزار نفر آن‌ها حرفه ای می شوند و 500 نفر برای جام جهانی برگزیده می شوند. و از میان آن‌ها 4 نفر انتخاب شده و به نیمه نهایی می‌رسند. آن گاه که جام جهانی را با غرور در دستانم گرفته بودم هرگز نگفتم خدایا چرا از بین این همه تنیس باز مرانفر اول جهان برگزیدی؟ و اکنون نیز که در دام بلایش گرفتار شده ام هرگز نخواهم گفت خدایا! چرا مرا به این خون آلوده انتخاب کردی؟ و این مقام مثبت اندیشی و شکر و توکل و رضا به حضرت حق است.‌
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز