خدا می گوید نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم ، تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم وفصل عوض می شود ، سایه درختانی که سایه می افکنند خشک می شود ، صبر لبریز می شود، یار را که جان و دلت بود غریبه می شود و ذهنت متعجب می شود ، دشمن برمی خیزد و تبدیل به بهترین دوستت می شود ، دنیای غریبی است هر چیزی را که می گویی نمی شود اتفاق می افتد ،می گویی نمی اُفتم ، می افتی ، سقوط می کنی ، عجیب ترینش هم این است می گویی مردم اما زنده می مانی...:)
یه پسری هست توسایت دیدمش اصلاخودم موندم توش که فرشتست یاانسان تاحالاهمچین چهره ای ندیدم حتی توسلبریت ...
اینی که من گذاشتم چطوریه
خدا می گوید نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم ، تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم وفصل عوض می شود ، سایه درختانی که سایه می افکنند خشک می شود ، صبر لبریز می شود، یار را که جان و دلت بود غریبه می شود و ذهنت متعجب می شود ، دشمن برمی خیزد و تبدیل به بهترین دوستت می شود ، دنیای غریبی است هر چیزی را که می گویی نمی شود اتفاق می افتد ،می گویی نمی اُفتم ، می افتی ، سقوط می کنی ، عجیب ترینش هم این است می گویی مردم اما زنده می مانی...:)
خدا می گوید نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم ، تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم وفصل عوض می شود ، سایه درختانی که سایه می افکنند خشک می شود ، صبر لبریز می شود، یار را که جان و دلت بود غریبه می شود و ذهنت متعجب می شود ، دشمن برمی خیزد و تبدیل به بهترین دوستت می شود ، دنیای غریبی است هر چیزی را که می گویی نمی شود اتفاق می افتد ،می گویی نمی اُفتم ، می افتی ، سقوط می کنی ، عجیب ترینش هم این است می گویی مردم اما زنده می مانی...:)