خونه دختر خواهرشوهرم همه خانواده شوهرم دعوت بودن.
از بودن اجباری تو جمعشون حالم بهم میخوره.
خواهرشوهرام میرن میشینن تنگ دل هم و هی پچ پچ و حرف انگار نه انگار که عروسی دارن.
منم باید بشینم کنار جاریم که یه زن خیلی پرحرفه هی حرف اینو اونو میگه.
تیکه به من می پرونن، هی از سر و تیپ همدیگه تعریف و تمجید میکنن.
جو سنگین و مسخره