2777
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اینقدر پرو هستن که نگو رفته بودم جلسه برا دخترم هر چی چشمم کار کرد مادر افغانی دیدم یه لحظه فکر کردم من رفتم کابل

زندگی بزرگترین شوخیه خداست💚💚💚 که ما زیاد جدیش گرفتیم 💜💜💜
افغانی ها باید برن کشور خودشون از اونجایی که خیلیم ادعا میکنن افغانستان بهتره😏

خیلی 

مبگن پول ایران ارزش نداره مردها مون این همه کار میکنند

زندگی بزرگترین شوخیه خداست💚💚💚 که ما زیاد جدیش گرفتیم 💜💜💜

ازشون خرید نکنید بهشون چیزی نفروشید بهشون خونه و کار ندید میرن نیاز به بیانیه نیست

 نظرات ما از پرسه زدن در شبکه های اجتماعی سرچشمه میگیرن ،نه مطالعه کتاب ها ....این تقلید از دانایی ،درواقع الگوی جدید نادانی است ........... اینستاگرام پرشده از رقص یه مشت زن و شوهرخل و چل که باقر کمر،صاحب خونه و ماشین میشن،اونوقت دانشگاه رفته هامون یا تو اسنپ کار میکنن یا پیک موتوری........

اینا رو می‌برن لب مرز ول می‌کنن بازم برمی‌گردن. 

یا اینکه به مبلغی میدن شهروندی ایران رو می‌خرن بدون اینکه هیچ مهارت، تخصص و سوادی یا اصلا سطح قابل قبول از بهداشت فردی رو داشته باشن.

تو تا صد سال دیگه وایسا مطالبه کن. وقتی دولت جدی نیست کاری از پیش نمیره.

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

اینقدر پرو هستن که نگو رفته بودم جلسه برا دخترم هر چی چشمم کار کرد مادر افغانی دیدم یه لحظه فکر کردم ...

الان پسر بزرگم نهمه  کوچیکه اول ،اولین چیزی که برام مهمه حتی از سطح آموزش مدرسه اینه که افغانی تو مدرسه نباشه

الان پسر بزرگم نهمه کوچیکه اول ،اولین چیزی که برام مهمه حتی از سطح آموزش مدرسه اینه که افغانی تو مد ...

من ۴ سال طارم بودم یه دونه افغانی نبود اومدم شهر خودم دوساله پره اینجا پسرم هفتم هست غیر انتفاعی میره اونم افغانی ندارن ولی دخترم امسال میره ششم مدرسه شون پره 

زندگی بزرگترین شوخیه خداست💚💚💚 که ما زیاد جدیش گرفتیم 💜💜💜
2790
2778
2791
2779
2792