یبارمادرم داشت بهش میگفت بیا پیش این اشنای شوهر دخترم که دکتره ویزیت شو خیلی خوبه خالمم گفت من خوشم نمیادازونا دخترمونو ازمون گرفتن
#اینم بگم خالم یه پسرداره
ینی قراربوده منوبگیره
اخه مادرم یبارمن مجردبودم میگفت میترسم خالت بیادجلو برای پسرش چون شما اخلاقاتون بهم نمیخوره
اما نمیدونست که....هیییی