دقیقا منم همینطور بودم
به جای این که سوزن پرگار رو بذارم رو پروردگارم و خالقم و حول محور اون بچرخم همه چیزم شوهرم بود
اینطور مواقع این اتفاقات میوفته که خدا به ما بفهمونه خالقت منم منو باید بپرستی نه بنده ی منو ...
سعی کن به خدا نزدیک بشی نه فقط زبانن بلکه قلباً نزدیک شو
بعد درک میکنی اتفاقات دنیا چقدر پوچ و بی ارزشن