حست میگ دانشگاه قبول میشم دور یا نزدیک؟
خستم از حرفای اطرافیان ت باش جای من وقتی ت جمع هی مامانت بگ کارای خونه رو نمیکنی فلان بهمان خواهرت فلان تو فلاااان از خدام شوهر کنی بری گفتم نمیکنم میرم دانشگاه میگ اول شوهر بعد دانشگاه بخاطر اینک اعتماد نداره و عقیده اش عهد بوقی عه خستم کرد دیگ کم آوردم همیشه هم ک میگ ت جمع من گریم میگیرد رسما ابروم رفته