2777
2789
عنوان

دارم اتیش میگیرم بخاطرکارشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 2334 بازدید | 66 پست

مستقیم زنگ بزن به مادرشوهرت 

بگو بدون اطلاع داد لطفا بیارین یا برو بیارش

«حسادت، زنگ خطر نیازهای نادیده‌گرفته‌شده‌ی ماست؛ نه گواه بدی ما، نه گواه بدی طرف مقابل، بلکه نشانی از بخش‌هایی درون ما که هنوز صدای کافی نداشتن

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

کاش قرض بود اینا میگیرن بار اولشونم نی شوهرم یبار رک بهم گف ک روم نمیشه برگردونم میدونی چرا چون مادر ...

زنگ بزن به مادرش بگو لازم دارم چه بی درکه خودش بره بخره اه...

میشه یه صلوات مهمونم‌کنی؟؟
اگه صد درصد مطمينی که اونجاس زنگ بزن مادرش بگو لازمش دارم بیاریدش لطفا

میدونی چی میشه ی دعوا درس حسابی میکنن یبار باز چند سال پیش یسری چیزام بردن نیاوردن ب شوهرم گفتم بیار وای مامانه چن بار تیکه پروند 

بگو لازمش داری خب

جرم ک نمیکنی وسیلته میخوایش خب

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

برو بگو مامان فلان وسیله ام اینجاست بده لازمش دارم

🪴بهشت🌸شکوفه گیلاس🍒 آرامش🌹گل بابونه🌿 خدایا منم از اون شادیها میخوام که اشک شوق بریزم 🥺۳۴ ساله ندادی💔زود و به موقعه❤۱۴۰۴/۸/۱۳

میدونی چی میشه ی دعوا درس حسابی میکنن یبار باز چند سال پیش یسری چیزام بردن نیاوردن ب شوهرم گفتم بیار ...

اهمیت نده

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

برو بگو مامان فلان وسیله ام اینجاست بده لازمش دارم

این خیلی بی درک شعوره وگرنه ک خودش قبل سفررفتن پسرش میداد دس پسرش بگه ببر خونت منم ب شوهرم میگم یا پولشو برام بریز بخرم یا هم ب داداشت بگو از خونه مامانن برام بیاره

میدونین از چی حرصم میگیره جهارمنه کاش لااقل خودش پولشو داده بود بازم میگفتم حالا دلش ب حال مادرش سوخ ...

خب بگو لازمش دارم پسش بگیر

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792