مامان منم اینجوریه🙂
نکنین توروخدا
نکنین .. یجوری از فکرش بیرون بیا
مامانم هر وقت با بابام بحثش میشه میاد درباره اون میگه بهم بنده خدا قصد بدیم نداره ها بابامم خیلی دوست داره ولی بعضی وقتا میگه کاش با اون ازدواج میکردم و حسرت میخوره و منو عذاب میده و من نمیتونم هیچی بهش بگم چون میترسم ناراحت شه
ولی به عنوان بچه کسی که مثل توعه دارم میگم .. فراموشش کن .. هرجوری که شده :)
مامان من میگه خیلی دوسش داشتم ولی وقتی که بعد از ازدواج منو با تو که تو بغلم بودی دید و افتاد دنبالم فهمیدم چه لاشی ایه و ازش متنفر شدم
توهم این خیانتاشو بهونه کن و تلقین کن که ازش متنفری