بچه ها يه ماهه كه اين كلينيك زيبايي كار ميكنم كه مديريت اينجا يه آقاييه با زنش
اين مرده خيلي بداخلاقه با همه پرسنل بد حرف ميزنه خيلي خشك و جديه و عادي حرف زدنشم مثل دعوا ميمونه با منم همينجوري بود
ولي الان دو سه روزبود كه كلا يه جور ديگه شده بود خيلي مهربون با من هيچي بهم نميگه حتي كارم و اشتباه انجام داده بودمم چيزي نگفت
از يه طرف ما اجازه نداريم حتي از ليوان يك بار مصرفايه مطب استفاده كنيم جتي شكلات هم نميتونيم بخوريم فقط براي مراجعه كننده هاس ولي اون روز صبح همكارم برام يه ليوان شربت اورد و با تعجب ازم پرسيد خودت شربت خواستي گفتم نه چطور گفت اقاي مدير برات درست كرده بخور 😐
از يه طرفم دائم منو صدا ميكنه اتاقش به بهونه هاي مختلف زنگ ميزنه ميگه فقط خانم ... پرونده ها رو بياره
شب اومدني خونه رفتم ازش خداحافظي كنم كه گفت يكم پر انرژي تر باش و هر چي ام شد بهم بگو هر اتفاقي افتاد بهم بگو و بعد دستشو اورد جلو كه دست بده منم تو رو دروايسي دست دادم
دائم به اين موضوع فكر كردم و همش گفتم كه شايد اينجور چيزا براشون اوكيه راحتن
فردا صبحش از همكارم پرسيدم و بهش گفتم اقاي مدير به پرسنلش دست و اينا هم ميده گفت نه بابا نميبيني مگه چه قدر بد اخلاقه ولي يكم ديو ...وسه سابقش خرابه
دوباره شب شد رفتم ازش خداحافظي كنم دستشو اورد جلو دوباره كه همون لحظه خانومش داشت ميومد تو اتاق كه اشاره كرد زنم داره مياد برووو😐
دوباره فرداش هم همينطوري و منم خيلي سنگين رفتار كردم فقط يه سلام دادم اونم از دور
پس فرداش شد رفتم مطب ديدم نه خودش نه زنش انگار طلبكارن ازم بزور سلام دادن من خودمم سنگين رفتار كردم
ديشب كه داشتم ميمودم يهو زنه گفت ديگه نياز نيست بياي نيازي به حضورت نيست ديگه
البته من كه بخاطر رفتارايع مرده خودم كلا قصد داشتم كه نرم و يه كار هم پيدا كردم ولي چرا گفت نيا ديگه؟