حرص میخوریم و لبخند الکی
منم تا نزدیک سکته میرم معمولا من و مامانم دیگه شام نمیخوریم غذا کم نیاد چون وقتی غذا اماده میشه میان
مثلا زنداییم زنگ میزنه که من و داییت و دخترم میایم فقط
بخدا قسم گفت ۳نفریم ماهم شام درس کردیم نیم ساعت قبل شام
دیدم زنگ زد به پسرش گفت بیا یه داداش مجرد داره پیش خودشونه پسرش اومد داییشم اورد
دخترش با نوش و دومادشم اومدن😐
غذا کممم مامانم فشارخون داره فشارش رفت بالا
خیلی بد بود قسم خوردم یبار دیگه این کارو کرد بزار بی احترامیم بشه یچیزی بارش میکنم
تا عید دیگه برا این کارشون ما اصلا شام نرفتیم نیم ساعت رفتیم و اومدیم
اوناهم بهشون برخورد گفت شام نموندین ۲۰دقیقه نشستن و رفتن
گفتم بهترررر😅😂