2777
2789
عنوان

بیاین از خرابکاری و گندزدنامون بگیمم

| مشاهده متن کامل بحث + 2645 بازدید | 33 پست

[QUOTE=53538325]وای خدای من چیزی نگفت؟ اون لحظه چیکار کردی دقیقا🤔[/QUOTدراورد گفت چیهههه  کشیدم تو دستش گفتم هیچی گفت سفره بوددد من فرار کردم فک کنم گرفت چی بوذ الکی گفت 

من صاحب اعمال خویشم،میراث‌دار کردارهای خویش،زاده اعمال خود،در پیوند با کردار خویش،و متکی بر اعمال خود می‌زیم،و هر فعلی که انجام می‌دهم،نیک یا بدمیراث آن به من می‌رسد

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بار اول ک نه ولی بار دوم یا سوم بود ک میرفتم خونه مادر شوهرم اومدم خودشیرینی کنم موقع سفره انداختن دیس برنجو برداشتم ببرم سر سفره یعنی قششششنگ همشو ریختم کف زمین 😕😕

بعدم الکی گفتم دستم سوخت ک انداختمش!

دفعه های بعد نمیداشتن جز قاشق چنگال چیزی ببرم!!

[QUOTE=53538325]وای خدای من چیزی نگفت؟ اون لحظه چیکار کردی دقیقا🤔[/QUOTدراورد گفت چیهههه  کشید ...

البته یک در هزار پسر مثبت هم وجود داره

ایشالا ک ازونا بچه مثبتا بوده ک هیچی نمیدونه😉

الهی وربی من لی غیرک
البته یک در هزار پسر مثبت هم وجود داره ایشالا ک ازونا بچه مثبتا بوده ک هیچی نمیدونه😉

نمیدونستم با تابلو گریای من تحقیق کرده حتما فهمیده

من صاحب اعمال خویشم،میراث‌دار کردارهای خویش،زاده اعمال خود،در پیوند با کردار خویش،و متکی بر اعمال خود می‌زیم،و هر فعلی که انجام می‌دهم،نیک یا بدمیراث آن به من می‌رسد
نیست خیلی پولداریم 😂😂😎😎

خخخ  ن بابا

من صاحب اعمال خویشم،میراث‌دار کردارهای خویش،زاده اعمال خود،در پیوند با کردار خویش،و متکی بر اعمال خود می‌زیم،و هر فعلی که انجام می‌دهم،نیک یا بدمیراث آن به من می‌رسد

دانشگاهمان آسانسورش رو تنظیم کرده بودن که بین طبقه یک و سه فقط توقف کنه.کلاس ما طبقه چهار بود کلی پله رو با ناراحتی رفتم بالا به گلاس که رسیدم با ناراحتی گفتم 

این چه آسانسوریه که فقط بین یه کوسه بالا و پایین میره. فقط استادا باید حال کنن. راحت باشن ما دانشجوها هیچی!

بعدش دیدم همه همکلاسیها پسر و دختر قرمز شده بودن از خنده. تازه فهمیدم چی شده ترکیب یک و سه دیگه رفتم بیرون اونروز دانشگاه برنگشتم.

چندوقت پیش دیوار حیاطمون رو می ساختن چندتا کارگر،داشتم صبحانه آماده می کردم براشون.مرباهم میزاشتم براشون.در شیشه مربا رو میخواستم بازکنم،تَهِ شیشه یهو تودستم شکست.دستاموشستم خورده شیشه هایی که قاطی مربا شده بود با دست جدا کردم .بادقت نگاه کردم که چیزی از خورده شیشه ها نمونده باشه توش😕.صبحانه رو بردم.همسرم هم چون گند اخلاقیش اون موقع ها خیییییییلی بیشتر بود،از ترسم چیزی بهش نگفتم.فکرکردم که دیگه مربا چیزی توش نیست که!!!

یهو دیدم همسرم بایه قیافه ی اینطوری😈😠😠😠😈😈😈اومد خونه.

گفت یکی از کارگرا خورده شیشه از دهنش درآورد.این چیه؟؟😲😠😠😠😈😈😈

با ترس و لرز بهش گفتم 😨😨😨😨😳😳بس که اخلاقت سگیه از ترسم چیزی بهت نگفتم

ولی فکر می کردم مربا دیگه چیزی نداره😊

بعضی سختی ها،آدم رو قوی نمیکنن.پیر میکنن!!!!

یه بار تو ماشین بودیم با همسرم، در گوشیش تو جیبش قفل نبود شماره ی برادرشوهرم گرفته‌ شده بود منم تو ماشین داشتم حرفای چیز دار میزدم

نه که ایشون دو دیقه شنیده قشنگ

یکم بعد گوشیش زنگ خورد دید داداششه میگفت زنگ زدی کاری داشتی؟ 

ما ام از همه جا بی‌خبر قطع کرد دید بلهههه زنگ خورده دو دیقه ام وصل بوده 

ینی آب شدم رفتم تو زمین

بعد اون همش موقع حرف زدن یا تو اتاق خواب میگم گوشی پیشمون نباشه😬

... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792