2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم تو شرایط تو بودم الآنم ۱۸ سالمه دقیقن همینطوری بود که دیگه دوستام روم حساب باز نمیکردن با کلی مش ...

دقیقا من الان ۲۲ سالمه تو سن ۱۸ یالگی یکم سخت گیر شدن اما همین که یخورده از دانشگاهم گذست دیگه بهم اعتماد کردن من ففط خبر می دادم یه چیزایی برام آزاد شدن مثل عروسی دوستم که توی یه سهرستان دیگه بود یا داشتن برنامه اینستاگرام بیرون رعتن با دوستام ریتوران رفتن بارار و غیره اونم با مهربونی و قربون صدقه فقط بدون اینا زود گذرن میرن ... پی تو این دوره به خودت آسیب نزن 

تو فضای مجازی خیلی سو تفاهم ایجاد میشه و هر کسی با لحن خودش نظر میده و دیگری با لحن خودش نظر رو میخونه و سلیقه ها و فرهنگها فرسخ ها متفاوته اگه سوتفاهمی پیش اومده و امد همدیگه رو ببخشیم . 

به قول خودتون من الان تو سنیم که باید حداقل یه بار بیرون رفتن با دوستام رو تجربه کنم

من نکردم متولد ۸۰ هستم 

و هنوز زنده ام 

نمیگم باید بیخیال خواسته هات بشی اما چیزی نیست که بخوای خودتو نابود کنی 

پس بشین منطقی فکر کن دنبال یه راه مسالمت آمیز باش که باهاشون صحبت کنی و به نتیجه برسی 

ممکنه پس قردا با شوهرتم به مشکل بخوری باید بری خودتو بکشی ؟ صد در صد نه

باید باهاشون حرف بزنی جای فرار از مشکلات برو تو دلشون و حلشون کن 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

۱۷

سن خیلی چرتیه 

منم گذروندم و درک میکنم الآنم هر چی بگم تا خودت از این سن عبور نکنی نمیتونی درکش کنی که اوضاع زندگیت اونقدا هم بد نیست که بخای جونتو بگیری من الان که به خودکشی هام فکر میکنم با اینکه یه سال گذشته خندم میگیره و ناراحت میشم 

دقیقا من الان ۲۲ سالمه تو سن ۱۸ یالگی یکم سخت گیر شدن اما همین که یخورده از دانشگاهم گذست دیگه بهم ا ...

سن خیلی بدیه هم برای دختر هم برای پسر انگار یه نوع آزمون برای رسیدن به زندگی بهتره

سن خیلی بدیه هم برای دختر هم برای پسر انگار یه نوع آزمون برای رسیدن به زندگی بهتره

آره دقیقا هرکی این دوره رو بگذرونه بهتربن شده برای خوش عاقل شده و بزرگ 

تو فضای مجازی خیلی سو تفاهم ایجاد میشه و هر کسی با لحن خودش نظر میده و دیگری با لحن خودش نظر رو میخونه و سلیقه ها و فرهنگها فرسخ ها متفاوته اگه سوتفاهمی پیش اومده و امد همدیگه رو ببخشیم . 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز