اوايل بحث نوشتم
يه بار جلوي تختم يه مرد قدبلند رو ديدم كه داشت گوشت يخ زده ميخورد و چندثانيه بعد غيب شد
يه بارتو پاركينگ يه نيم تنه( يعني از كمر به پايين) از جلوي چشم دويد و داخل ديوار رفت
يه بار هم روي تمام فرش هاي خونه با جوهر مربع كشيده بودن
وسايل خونه هم جتغيير جا ميدادن مثل ظرف هاي داخل بوفه
و خيلي چيز هاي ديگه