2777
2789
عنوان

وای آدم از دست این مردا دق میکنه

| مشاهده متن کامل بحث + 448 بازدید | 26 پست

خواسته پیاده نشی هم کنترلت کنه فردا هی بزنه تو پرت هم چیزی نخری هوشیار باش نامزدی برا شناخته ها خودتو بیچاره نکنی از خساست مرد جماعت بیزارم

هر وقت خواستی جا بزنی؛به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت،به آخیش گفتن بعد رسیدنت،به برآوردن شدن آرزوهات،به حس رضایت درونت،به خنده ی از ته دلت،به اشک شوق مامانت،به لبخند مغرورانه بابات فکر کن و ادامه بده ادامه بده... 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزم خب همیشه شرایط یه جور نیسحالا حرص نخور سر این چیزابرا خودت خوراکی بذار تو کیفت بعدا سر فرصت با ...

نه عزیزم ربطی نداره این همسر منه با خانواده شوهرم کاری ندارم 

نامزدم اولین بارشم نیست از این کارا میکنه 

انقدر هم موضوع بزرگی نیست که بخوای سفر رو به خودت تلخ کنی، جای دیگه بالاخره تو راه نگه میدارن دیگه، با کارت خودت برو هر چی لازمه بخر، بعد به نامزدت بگو عزیزم خوبه با هم بریم برای خرید چون ممکنه سلیقه هامون متفاوت باشه 

  هموطن عزیزم سلام. تمسخر، توهین، فحاشی در هر شکلی؛ گفتاری، نوشتاری، ایموجی، استیکر، هشتک و...، فقط نشان دهنده ذهن، زبان و فرهنگ خالی از منطق و استدلال قوی و نبود دلایل معتبر و مدارک درست هست. عزیزانم، لجبازی، کنایه زدن و برچسب زدن به دیگران هیچ افتخاری نداره. با هم مهربان باشیم، انرژی مثبت و امید به هم هدیه کنیم.

با عرض معذرت خساست دارن 

منم ۱۲ ساله که عادت کردم به این رویه 

که قرار نیست هر هفته بریم بستنی

اگرم بریم سنتی نه قیفی میخره  

ماهی یکبار پیتزا و ساندویچ نمیخوریم 

اینجا همه چی محدوده 

اما یاد خونه بابام بخیر هنوزم قربونش برم 

بریم خونشون من و دخترم دلی از عذا درمیاریم

 

وقتی بهش گفتی چی میخوای و اون نه تنها چیزی که خواستی نخرید، بلکه چیزی که خودشم میدونی دوست نداری گرفت، خب طبیعی‌یه که ناراحت بشی. از اینجور رفتارها توی رابطه زیاد پیش میاد و خیلی می‌تونه باعث دلخوری بشه. وقتی گفتی چیزی نمی‌خری که مناسب نباشه، این کارش بی‌احترامی بوده. باید باهاش صحبت کنی و بگی که از این حرکت‌ها ناراحت می‌شی. خیلی وقتا آدم‌ها بدون اینکه منظور بدی داشته باشن، کارهایی میکنن که طرف مقابل رو ناراحت میکنه. حالا اگر فکر می‌کنی که هنوز نمیتونی باهاش حرف بزنی یا دلخوری‌ات بزرگتره، می‌تونی به کانال تلگرامم سر بزنی. من نکات کاربردی رو توی کانال به اشتراک می‌ذارم که می‌تونه بهت کمک کنه. آیدی کانال: Ravabet_Zan_Aramesh

سلام عزیزای دل 💛من دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی بالینی‌ام و با تمام وجودم اینجایم که کمک‌تون کنم . هدفم از حضورم در نی نی سایت اینه که بتونم همراه و همدل شما باشم تا هر مشکلی که ذهنتون رو درگیر کرده، زودتر و راحت‌تر حل بشه 🌱با استفاده از درس‌هایی که در این رشته خوندم و تجربه‌هایی که توی این سال‌ها به دست آوردم، سعی می‌کنم شنونده‌ی خوبی باشم و راهکارهایی رو پیشنهاد بدم که واقعا به دردتون بخوره ❤️اگه حس می‌کنی نیاز به کسی داری که با دل و جون بهت گوش بده و کمکت کنه، خوشحال می‌شم در کنارت باشم 🤗💬 اگه فکر میکنی نیاز به مشاوره بیشتری داری، می‌تونی به کانال تلگرامم سر بزنی. من هر روزه کتاب‌هایی می‌خونم که نکات طلایی و کاربردی برای حل مشکلات روزمره و بهبود روابط به شما میده. این نکات رو توی کانال با شما به اشتراک می‌ذارم.آیدی کانال: @Ravabet_Zan_Aramesh حتماً اگه مفید بود، با دوستات هم به اشتراک بذار!

انقدر هم موضوع بزرگی نیست که بخوای سفر رو به خودت تلخ کنی، جای دیگه بالاخره تو راه نگه میدارن دیگه، ...

فعلا نرفتیم صبح میخایم بریم

نه اولین بارش نیست حرصی ام ازش چرا ضایعم کرد   

چون من هیچ موقع ازش چیزی نمیخام یکی ۲بارم خواستم انقد بد ضایعم کرد

راستی عزیزم امیدوارم که همسرت خسیس نباشع 

که اگه باشه عذابه 

دقیقا تو این ۱۲ سال زندگی 

من و همسرم تاحالا باهم نرفتیم خرید یا فروشگاه 

همیشه میگه بشینید تو ماشبن پیاده نشید 

چیزی لازم باشه میخرم 

اونم میره دقیقا فقط نیاز های اولیه رو میخره نه چیز اظافه

 

یاد خودم افتادم چند وقت پیش با شوهرم و بچه هام رفتیم رستوران 

بعد من بچه رو بزدم دستشویی برگشتم دیدم غذاها رو آوزدن بعد اونی که من سفارش داده بودم رو شوهرم گذاشته بود جلوی خودش داشت میخورد اون یکی ها هم مال بچه ها بود و یه غذا هم بود که من اصلا دوست ندارم و میدونه همسرم اینو 

بعد من هیچی مگفتم سرمو انداختم پایین خودمو با زیتون مشغول کردم یهو شوهرم بشقاب غذا رو پرت کردم جلوم که بیا کوفت کن نخورده حتما باید زهرمار کنی حالا خوبه که وقتی ازدواج کردیم اوج غذایی که بیرونومیخورد فلافل بود بابای من رستوران بردش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز