2821
2789
عنوان

میشه بیاید

78 بازدید | 16 پست

سلام من ۱ساله عقدم وقتی با نامزدم ازدواج کردم پدرشوهرم متاسفانه سرطان داشت شوهرم مرتب پیش پدرش بود یا سرکار در ۲۴ساعت روز فقط ۳ساعت میدیدمش اونم منو می‌برد خونه مادرش بعدم می‌بردم خونه کلا وقتی با هم نگذروندیم. الان دوهفته ایی میشه پدرش فوت کرده و من درکش میکنه که عزا داره ناراحته ولی بازم همون برنامه از صب تا غروب نمیبینمش همش خونه خودشه خونه جدا داره غروب میشه پیام میده میام دنبالت بعد منو باز میبره خونه مادر همین برنامه ۱ساله تکرار شده دیگه افسرده شدم همش سکوتم تو خودمم حالا آقا دلخوره چرا همش سکوت و تو خودتی و فلان منم دلم تفریح دور زدن با هم بودن میخواد کارمون شده همش شب بیاد دنبالم منو ببره خونه مادرش و برگردونه خونه دارم کم کم سرد میشه به نسبت به همه چی میگم بهش بگم ولی با میگم نه نکنه فک کنه گدای محبتم یا میخوام بهش بچسبم

خونه جدا داره؟!؟! 

اونش هیچی،نمیاد پیش شما که تو خونه ش تنها باشه؟ 

عجب

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

بشین منطقی باهاش صحبت کن و نیاز هاتو بهش بگو قراره یه عمر با هم زندگی کنین همین اول اگه بگی بهتره

من هیچی بلد نیستم آبجی تو جای خواهرم چجوری بهش بگم چی بهش بگم چجوری شروع کنم از بس نشستم گریه کردم افسرده شدم 

خونه جدا داره؟!؟! اونش هیچی،نمیاد پیش شما که تو خونه ش تنها باشه؟ عجب

اره خونه جدا داره 

نه همش خونه خودش نیس مثلا در روز به کاراش میرسه ناهار میره پیش مادرش الان گه مادرش تنهاس بیشتر پیش مامانشه ظهر بعد ناهار هم میره خونه خودش غروب هم میاد دنبال من میگه بریم خونه مادرم بعدش منو برمیگردونه خونه

عزیزم چه ساعت هایی سرکار هستن؟

اتفاقا زودتر ازاینا باید باهاش حرف میزدی،خیلی منطقی سعی کن باهاش حرف بزنی ولی جوری نباشه توهینی چیزی بشه بینتون...سعی کن با آرامش حرفاتو بزنی و اینکه تو زنشی ینی چی ک فک کنه گدای محبتی قراره باقیه عمرتو بااون بگذرونی ینی یه زندگیه مشترک چیزی پنهانیم نباید بینتون باشه...

نگو بهشعادی باش باهاش ک نگه همش غر میزنی و تو خودتی ولی توقعتو کامل ازش قطع کن درون خودت کم کم خونه ...

عآدی ام تک این ۱سال غر نزدم ولی وقتی ازش ناراحتم میرم تو خودم سکوتم اونم ناراحت میشه که چرا دلقک نیستم باهاش گبو بخند کنم.

خونه مادرش چجوری نرم بعد میگه مشکلت چیه نمیای کلا حرف حرف خودشه 

اره خونه جدا داره نه همش خونه خودش نیس مثلا در روز به کاراش میرسه ناهار میره پیش مادرش الان گه مادرش ...

عزیزم شما شریک زندگی همین. 

باید باهاش حرف بزنی و نیازاتو بگی بهش حتی اگع موجب دعوا شد

اکه نگی باید بسوزی و بسازی

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.

من هیچی بلد نیستم آبجی تو جای خواهرم چجوری بهش بگم چی بهش بگم چجوری شروع کنم از بس نشستم گریه کردم ا ...

امروز که اومد دنبالت بگو ببین .... میخوام باهات صحبت کنم لطفا یه جایی نگهدار 

اگه گفت بریم خونه مادرم حرف میزنیم بگو نه 

بعد بهش دلداری بده از اینکه پدرشو از دست داده بگو میدونم شرایطت خوبی نداری و.... بعد که قشنگ خامش کردی بگو من همیشه کنارتم ولی میخوام تو این راهی که با هم هستیم توام منو دلگرم کنی اگه گفت منظورت چیه بگو ببین عزیزم خانوما نیاز به توجه و ابراز علاقه دارن میدونم الا وضعیت روح روانت خوب نیست از دست دادن پدر واقعا داغ بزرگیه ولی ازت میخوام تو برنامه ی روزانه ای که داری بیشتر برای من و زندگیمون وقت بزاری میدونم خیلی زحمت میکشی که من تو آرامش باشم  میدونم خیلی دوسم داری ولی من بعضی وقتا نیاز دارم این دوست داشتن و این محبت کردن با چشم ببینم و با گوش بشنوم 

هر جمله ای که میگی یه جمله هم درباره ی اینکه درکش میکنی بگو 

بہ ظاهر صبورم،بہ دل بیقرار...🥲💔.

عزیزم چه ساعت هایی سرکار هستن؟اتفاقا زودتر ازاینا باید باهاش حرف میزدی،خیلی منطقی سعی کن باهاش حرف ب ...

کارش آزاده بیشتر خونس ولی من نمیبینمش فقط شب میبینمش اونم خونه مادرش پیش همه. نمیدونم چجوری حرف بزنم چی بگم 

آخه دختری کم حرف و دورنگرام همش میگم مشکل خودمم که نمیخواد باهام وقت بگذرونه من نه حرفی براش میزنم نه شوخی میکنم هری مردی دل زده میشه بخاطر همین سکوت میکنم غر نمیزنم 

عآدی ام تک این ۱سال غر نزدم ولی وقتی ازش ناراحتم میرم تو خودم سکوتم اونم ناراحت میشه که چرا دلقک نیس ...

خب ب نظرم ی روز قشنگ همه حرفای دلتو بهش بزن... خیلی آروم منطقی 

نگو تو منو بیرون نمیری 

بگو دلم میخواد باهات دور بزنم حس خوبی میگیرم 

نگو چرا کادو نخریدی بگو وقتی ی کادو خیلی کوچيک برام میخری من خیلی خوشحال میشم چون از طرف توعه 

حرفاتو قشنگ و منطقی و محترمانه بزن... اون میپذیره

خب ب نظرم ی روز قشنگ همه حرفای دلتو بهش بزن... خیلی آروم منطقی نگو تو منو بیرون نمیری بگو دلم میخواد ...

میترسم حرف بزنم من بشم آدم بده اونم بگه مگه تو بهم ابراز علاقه میکنی همش سردی خشکی و فلانی تو ۱سال همیشه اینارو بهم گفته ناراحتیاشو گفته ولی من هیچ وقت ناراحتیامو نگفتم که نکنه ناراحت شه نه اصن بخوام راستشو بگم بلد نبودم ناراحتیامو بگم میترسم حرفام مسخره به نظر بیاد

میترسم حرف بزنم من بشم آدم بده اونم بگه مگه تو بهم ابراز علاقه میکنی همش سردی خشکی و فلانی تو ۱سال ه ...

بگو من ناراحتی امو نگفتم ک نکنه تو ناراحت شی و درون خودم ریختم این فکرا و ناراحتی ها مانع میشد ک شاد باشم 

الان میخوام شاد باشم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز