2777
2789
عنوان

عشق✨️دردودل

| مشاهده متن کامل بحث + 416 بازدید | 82 پست
روانشناس گرفتم حالمم اصلا خوب نیست منو کشونده سمت سیگار و ‌.‌.داغونم💔

زودی خوب شوووو لطفا نزار داغون شدنت و بیشتر ازین ببینه😔

بگم خدا چیکار کنه اینجور مردارووو سمت این چیزا میبرنت و بعدم ولت میکنن و...😔

واااای عزبزم خیییلی سخته اونم با بچه و رفته باشی خونه خودتو😔😔اون زمان ک من ی سری چیزارو تجربه کردم ...

خانواده هامون 

اخلاقاش 

رو شدن روی واقعیش 

کم آوردن من 

دیگه نمیکشم دلم اینقدر شکسته هر بار که دیگه نمیتونم کاریش کنم 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

زودی خوب شوووو لطفا نزار داغون شدنت و بیشتر ازین ببینه😔بگم خدا چیکار کنه اینجور مردارووو سمت این چی ...

کاش خوب شم ولی نمیشم..

میشه برام ی صلوات بفرستین🥺امیری حسین ونعم الامیر💕:) کاش اونقد ک دوست داشتم دوسم داشتی..کاش اونجوری زجرم نمیدادی...لعنتی چطور دلت میومد..؟ ولی خب..دوست دارم🙂

خانواده هامون اخلاقاش رو شدن روی واقعیش کم آوردن من دیگه نمیکشم دلم اینقدر شکسته هر بار که دیگه نمیت ...

اگ وااااقعا درست نمیشه دیگ تلاش نکن برا کاری، خودت و راحت کن🥲

کاش خوب شم ولی نمیشم..

میشی اگ خودت بخوای قدر خودت و بدونی خودت و باور داشته باشی ب خدا میشی من بعد ۴ ماه انقدر کمرنگش کرده بودم وقتی اومد گفتم چرا اومدی تازه ب نبودت عادت کردم توام سعی کن ب خدا میشع

میشی اگ خودت بخوای قدر خودت و بدونی خودت و باور داشته باشی ب خدا میشی من بعد ۴ ماه انقدر کمرنگش کرده ...

جدا شدی کلا الان

میشه برام ی صلوات بفرستین🥺امیری حسین ونعم الامیر💕:) کاش اونقد ک دوست داشتم دوسم داشتی..کاش اونجوری زجرم نمیدادی...لعنتی چطور دلت میومد..؟ ولی خب..دوست دارم🙂

جدا شدی کلا الان

نهه برا من برگشت سرش ب سنگ خورد آدم شد 

اما انقدررررر عذاب کشیدم ک نگو دوست داشتی باهات حرف میزنم اما بخدا میتونی فقققط باید خودت و باور کنی 

منم از نظر خودم خیانت دیدم ببین داااااغون شدم دوران عقد چندبار جداشدم قهر کردم دفعه اخر دیگ جدی جدی دنبال طلاق رفتم چ شب و روزایی ک گریه کردم ب خدا التماس کردم تو خونه زجرررر کشیدم تا خبری می‌شنیدم ازش یا از خودش خبری نمیشد انقدررر فک کردم جرا خیانت کرد چرا فلان کار و کرد چرا زنگ نزد چرا پیگیر نشد دیگ ی تلنگر شد برام خودم و جمع کردمم حتی اگ تو ظاهر بود

نهه برا من برگشت سرش ب سنگ خورد آدم شد اما انقدررررر عذاب کشیدم ک نگو دوست داشتی باهات حرف میزنم اما ...

الان چیشد باهممی،؟زندگیتون چطوره چطور برگشت 

میشه برام ی صلوات بفرستین🥺امیری حسین ونعم الامیر💕:) کاش اونقد ک دوست داشتم دوسم داشتی..کاش اونجوری زجرم نمیدادی...لعنتی چطور دلت میومد..؟ ولی خب..دوست دارم🙂

الان چیشد باهممی،؟زندگیتون چطوره چطور برگشت

اره الان کنارم خوابه

خوبه خداروشکر خودم گاهی از یادآوری اون خاطرات عذاب میکشم اما خیلی بهتر از گذشته‌س 

نمدونم انگار ی سری چیزارو فهمید ب قول خودش دلش تنگ شد ب این نتیجه رسید ک داستان ما نباید با جدایی تموم شه و این حرفا

اما من برای قبولی خیلی تعیین تکلیف کردم اونقدری ک تو دو سه ماه خونه بگیره برا زندگی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز