۶۸ سالشه شایدم بیشتر
فامیلم هست خاک تو سرش
بعد یه هفته میشه اومده و موقعی که شام یا ناهار میخوریم همشب من سبزی یا سالاد یا هرچی سر سفره باشه تعارف میکنه ، یا غذا برام میکشه
قبلا فک میکردم آدمه ولی حسم الان ی جور دیگه کاش زودتر گم شه بره
هرچقدر میخوام مثبت فکر کنم نمیشه که نمیشه.
تو آشپزخونه بودم داشتم ی دسر درست میکردم یهو دیدم کنارم وایساده میگه شکلات درست میکنی
لحن حرف زدنش
نگاه کردنش خیلی بده
خانوادمم متوجه نمیشن انگار 😐💔
امروز میخواست برنج بکشه برام
گفتم من ممنون خودم دستام سالمه میکشم
بابا و مامانم ناراحت شدن گفتن بعضی وقتا شوخی میکنه ب دل نگیرین.
خانوادم فکر میکنن من بخاطر اینکه یه هفته هست اینجاست ناراحتم خب بخاطر اونم ناراحتم
خونمون کوچیکه معذبم . ولی بخاطر رفتاری مسخرش بیشتر عصبی و ناراحتم