سلام بچه ها
امروز 2 ماه از اون موضوع میگذره و تازه میتونم تایپ کنم:-(
اونروز مثل همیشه داشتم به کارای خونه میرسیدم که شوهرم و مادر شوهرم اومدن تو خونه
عجیب بود انقدر زود اومده بود شوهرم ولی به روم نیاوردم و به رسم مهمانداری رفتم سلام واحوال پرسی کردم که دیدم هیچ کدوم نگام نکردن
شوهرم رفت تو اتاق و وقتی اومد کمربند دستش بود
نشست روم و تا میخوردم منو زد
هرچی میگفتم چراااااا فقط میزدانگار روانی شده بود
تا2 روز از شدت درد نمیتونستم تکون بخورم
بعد دوروز که تونستم راه برم وسایلمو جمع کردم تا برم که مادرشوهرم شروع به داد و بیداد کرد و اینکه کدوم گوری میری زنیکه فلان فلان شده و گوش شوهرمم پر کرد که نزار بره
اونم وسایلم و گوشیمو گرفت و پرتم کرد تو اتاق مهمان و درو قفل کرد
تا 3 هفته وضع همین بود و فقط بهم اب و غذا میداد
چون اتاق مستر بود بیرونم نمیبردم
در نهایت تو هفته سوم بعد اوردن غذا درو قفل نکرد و به زور تونستم فرار کنم
الانم پیش روانپزشک میرم حالم خیلی بده
پیشنهادی دارین؟
تازه این خلاصه داستان بود¯\_(ツ)_/¯