اخه مادرشوهرم یه پتو اورده بود واسم منم انداخته بودم جلو بخاری یبار که اومده بود دیده بود من یه مدت دیدم هر موقع اونا میان شوهرم اونو جگع میکنه
بعد یبار گفت نظرت چیه اینو اینجا نندازیم اخه مادرم میگه اون پتو رو من دادم بکشید روتون نه اینکه بندازید زمین .
منم گفتم اگه قراره چیزی بده واسه من تعیین تکلیف کنه که چیکار کنم بیاد برداره ببره