کسی چیزی بهم بگه یا از کسی چیزی بدونم ب هیچ عنوان ب هیچکس نمیگم بجز مامانم اگ ب اون نگم میخوام خفه شم چندروزم تحمل میکنم نمیگمااا ولی باز میگم خیلی بدم میاد از این عادتم چیکار کنم حالا مامانم برعکس من دهنش خیلی قرصه الان از یکی یچی دیدم چندروزم همش میگفتم خدایا خودت جلوزبون منو بگیر یا ت دلم میگفتم خوشت میومد خودت جای اون طرف بودی بعد اون میرف ب مامانش میگفت ولی بازم جلو دهن بی صاحابمو نتونستم بگیرم واسه مامانم تعریف کردم😐😐😐خیلی بدم میاد از این اخلاقم عذاب وجدان دارم