با جاریمم نه من نه شوهرم دیگه صحبت نمیکنیم ب خاطر بی ادبیش و بی احترامیش چندروزپیشم پدرشوهرم میخواست آشیمون بده نکردیم.چیزی نگفتم تو جمع اما ب مادرشوهرم گفتم که انتظار آشتی دارین والا این کارای بچه ش خودشم که هرچیز بوده نبوده ۰ نا۱۰۰ گذاشته کف دست دوست همسرم که بااونام دوستن اونم همه رو ب شوهرم گفته بود ماام ناراحت شدیم.
توی جمع فامیلای شوهرمم جاری یهو برگشت گفت تو شوهرمن و یادمیدی عمه شوهرم توپید بهش