نقشه ی شوم برای گیردادن به شوهرم که زنگ بزنم یاتواس بگم..
بهش گفتم دریجه کولربازه یخ زدیم نیورده کارتونی چیزی که جلوش روببنده
وکلی خرت وپرت اضافی کوله پشتی واسباب بازی بدردنخوراورده قایم کرده لابلای لباساش که من نبینم دعواش کنم...بعدم صبح دیدمش داشت سریع کفشاشومیموشیدا...که بهش نگم ایناچین اوردی...
گفت فرارررر تندی باخنده رفت..
میخام بکشمش حالاصدیارکفتم وسایل اضافه توخونه ممنوع..نمیفهمه😣😣😶😶😶😶😶