2777
2789
اون خیلی متشخصه حضوری الفاظ فضایی به کارمیبره الان که خووووبه


متشخص بودن

ب استفاده از کلمات حجیم نیست ک

متشخص بودن ب اینه ک

اگر بر خلاف میل ایشون ، کسی نظری و عقیده ای داشته باشه ، ایشون چ برخوردی رو ترجیح میدن داشته باشن؟!

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یعنی چی😂😂

یعنی این چیزا مال قبل ازدواجه

من بااون دوستمون موافقم خیلی غیرشفاف صحبت میکنید یکم واضح تر حرف بزنید خب معلومه ادم رویسری چیزا حساسیت داره کلی که نمیشه اره یا نه داد مثلا شما روی زنای دیگه حساسی ولی رو چروک لباسش حساس نیستی اخه این سوال خیلیه کلیه

تردیدی در شریک ایندتون می‌بینید ؟

بس سوال غامضی بودخخخخ

هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.

من درگیر به ادم بیخود بودم که درظاهر تا دلت بخواد متشخص بود

خیلیم قلمبه سلمبه حرف میزد اصرار داشت منم مث اون باشم 

من محل بش نمیذاشتم 😊

همیشه هم سوالای چرت اینجوری میپرسید در مورد شناخت و آینده و تردید و....

حالا از خداش بودااا میخواس جلو من ادا دربیاره

خلاصه که بهت بگم از این مدل آدما متنفرم تهشم حسابی گند طرف دراومد

آدمای ساده خیلیییی قابل اعتماد تر و واقعی ترن

کسی که تو رو بخواد بعد از دو ماه از این سوالا ازت نمیپرسه

عین مرد وایمیسه پات توام نخوایش یه کاری میکنه بخوایش

خودم دیدمـکه میگم

باز خود دانی 

...

خیلی مفصله جریان جداییمون

ولی در همین حد بود که هر کاری برای من میکرد که راضی باشم

حتی خیلییی سعی میکرد بشه اونی که من میخوام

همیشه هم نگران آینده بود و تردید داشت یا از من میپرسید در مورد آینده 

کم کم ذات اصلیش رو شد یعنی خودش انقدددد بیخود بودکه همه وجودش شک و تردید بود

دقیقا روز عید میخواست عیدی بیاره که یه موضوعیو درموردش فهمیدم و همونجا تموم کردم

باورش نمیشد راش ندادم خونه 

خانوادمم که متوجه شدن دیگه اجازه ندادن منو ببینه

به هر سختی بود تموم شد 



...
خیلی مفصله جریان جداییمون ولی در همین حد بود که هر کاری برای من میکرد که راضی باشم حتی خیلییی سعی ...

میشه بیشتررررر بگی ترسم زیادشد؟ مرسی که ادما رو از پوسته قشنگشون دراوردی و فهمیدم نبایدراحت اعتمادکرد

میشه بیشتررررر بگی ترسم زیادشد؟ مرسی که ادما رو از پوسته قشنگشون دراوردی و فهمیدم نبایدراحت اعتمادکر ...

البته نمیتونم بگم طرف توام اینجوریه ولی من خیلیییی دیدم نسبت به ادما تغییر کرد بعد از این اتفاق

ببین طرف من یه ادم متشخص تحصیلکرده خانواده دار و...

بود که همه بهم میگفتن چه شانسی در خونتو زده 

خیلی رفتارش عااالی بود خیلی هوامو داشت هدفش واقعا زندگی بود

و همه چیز سرجاش بود

اینم بگم آدم با ایمانی بود ظاهرا اهل نماز و..

اما اینا فقط دو ماه دووم داشت از بعد از رسمی شدن نامزدیمون همه چیو تموم شده میدید

یعنی فکر نمیکرد من دیگه بتونم جدا شم به خاطر حرف مردم

دیگه خود واقعیشو رو کرد یه ادم بداخلاق یعنی اصن خلق و خوش حساب و کتاب نداشت

از همه عالم و آدم طلبکار بود

به خاطر موقعیت خوبش ۲۴ساعت منت میذاشت 

کلا توهم خدا بودن داشت خانوادشم پشتش بودن

بعد این ادم نماز خون با ایمان 

همزمان با من با کس دیگه ای بود

کم دلیل این همه شک و تردید و ترسشو فهمیدم

منو خیلییییی محدود میکرد ،کنترل میکرد

اصن وحشتناک بود رابطه باهاش حتی در حد نامزدی

وای به حال زندگی زیر یه سقف

حسابی درگیر بودم یه مدت اما خوشبختانه قبل از عقد جدا شدم 


...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز