دوستان من از طرف ادارم ویلا دربست شیک و تمیز و بزرگ کنار دریا گرفتم گفتم بزار عمو و دختراشونم ببریم برنج و همه چیم با خودمون بردیم یه شب جوجه یه شب زرشک پلو با مرغ یه شب عدس پلو یه شب ماکارونی خلاصه هر چی تو خونه میخوردیمو درست کردیم که فشار نیاد بهمون تو گرونی زن عموم وعموم و دخترشون رفتن بیرون غذا خوردن بهم گفتن تو خسیسی ادم چند بار مگه زندس گفتم بحث خساست نیست مریض میشین هی بیرون غذا بخورین دیشب براشون لوبیا پلو درست کردم هممون خوردیم و یهو دخترش برگشته به من میگه خسیس گدا کسی تو مسافرت لوبیا پلو میخوره من نزدیک بیست سال بزرگترم ازش خیلی جلوی خودمو گرفتم رفت تو اتاق در اتاقشم کوبید من گفتم هر چی دوست دارین خودتون بخورین بیرون میرین رستوران هر جایی میخواین برین من چیکار دارم خیلی ناراحت شدم دلم شکست ولی هیچی نگفتم پیش خودم گفتم بچس ولش کن نصف شب رفتن بیرون رستوران بعد برگشتن خونه اسهال استفراغ میگن برا لوبیا پلو توعه گفتم خب اگه من غذام مسمومه چرا همه سالمن جز شما بدی کاریمه تو این وضعیت بردمشون ویلا اونم رایگان که بهم حرف هم بزنن موندم بابامم برا اینکه اونا ناراحت نشن میگه اره برا غذای توعه بچه مریض شده