جالبه مادر مادرشوهرمم قرص افسردگی میخوره.
چندوقت پیش یه فامیلای نزدیکشم دیدم قرص میخورد.
اصلا این زن تو خونه احترامم نداره.
مثل یه کلفت.از یه طرف دلم برلش میسوزه.چون زحمت میکشه تو خونه حتی اگه به درد نخور.ولی هرچی بالاخره کار میکنه.
از یه طرفم ازش بدم میاد.تنها پیششی از تمام رازهای فامیلش میگه.یه روز پیشش موندم شاخ دراوردم.حتی گفت شوهر خواهرش زن دوم داره.نمیدونستم مادرش شوهر دوم کرده طلاق گرفته.زن برادرش دروغ گفته موقع ازدواج.
حالم بد شد یعنی.
حداقل پدرشوهرم و فامیلش قابل تحملن.
مادربزرگ پدری شوهرم واقعا خانومه.خیلی با درک و فهمه.اگه چیزی مادرشوهرم جلوش بگه.سریع میگه عروس بزرگ کن.
فقط همون یکی شعورش بالاس.