دیوانه و دِلبَسته ی اِقبالِ خودَت باش سَرگرمِ خودَت؛عاشِقِ احوالِ خودَت باش یک لَحظه نَخور حَسرَتِ آن را که نَداری راضی به هَمین چند قَلَمِ مالِ خودَت باش
غروبا که میشه روشن چراغا😃 میان از مدرسه خونه کلاغا یاد حرفای اون روزت میفتم که تا گفتی به جون دل شنفتم عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگ عاقل بودم من یادت میاد به من گفتی چیکار کن گفتی از مدرسه اون روز فرار کن فرار کردم من اون روز زنگ آخر نرفتم مدرسه تا سال دیگر عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من