یه جای زندگیت به این می رسی که رابطه باید برابر باشه
تو به دلخوری مادرشوهرت اهمیت می دژ و دعوتش می کنی اون میاد به جایی اینکه مثل ژه بزرگتر رفتار کنه جلو جمع این کنایه رو بهت می زنه. تو دلخور می شی. ولی دلخوری و اشک هایی که می ریری برای هیچ کسی مهم نیست!
چون تو خودت می تونستی از اول طوری رفتار کنی که تو همچین موقعیتی قرار نگیری ولی برات دلخور نشدن مادرشوهرت مهم تر بود!
من همون اوایل ازدواج که شوهرم بعد عقد دعوت کردیم سریع داداشش نیشش زد و به شوهرم گفت : تنها تنها رفتی شام خوردی و ما رو نبردی؟ ( اینها همچین ادم هایی بودن و همه تلاشم کردم که پاشون تو فامیل ما باز نشه )