من۲۱سالمه تو این خونه خسته شدم دیگه دوست دارم هر چی زودتر برم خونه زندگی خودم
چون اینجا (خونه بابام) دائما استرس میدن بهم
یه روز خوش نداشتم تا حالا.جز تحقیر و توهین و فحش و دعوا چیزی نشنیدم
اتاق و حریم شخصی ندارم
و خیلی دردای دیگه...
هر کی جای من بود ۱۵سالگیش با اولین خواستگارش ازدواج میکرد من خرم که تا الان موندم خاک تو سرم