من و شوهرم همسن هستیم زن همسایه مون که عروسعمه ام هم میشه دوسال از ما بزرگتره ، خیلی اسرار داره که شناسنامه شو اشتباه گرفتن و شاید از من کوچک تر هم باشه!
یهبار باهم رفته بودیم بچه ها رو از مدرسه بیاریم من گوشیمو نبرده بودم گوشیشو گرفتم به شوهرم زنگ زدم از اون موقع هی به شوهرم زنگ میزد که از مغازه واسه ما خوراکی بیار و باهم حساب کتاب داشتن و اصلا شوهرم به من چیزی نمی گفت سختم میشد که یه وقتایی تو کوچه من از زبون اون زن میشنیدم شوهرم واسشون فلان کارو کرده و زن هم میدونست چطوری منو حرس بده تا جایی ادامه پیدا کرد که منو شوهرم باهم چند بار دعوامون شد .
یه مدت گذشت معمولی بودیم در حد یه سلام و علیک خوب بودیم باهم ولی چند ماهی بود دیگه ما سلام می کردیم جواب نمیدادن نه زن نه شوهرش بچه هاشونم به ما میرسیدن اخم می کردن.
حال دیروز منو دید رفت داخل در و بست تا من رفتم داخل اون آمد رفتولی جدیدا شوهرمو میبینه سلام می کنه شوهرمم جوابشو داده خیلی ناراحتم دوباره شروع شد
چی بگم به شوهرم دعوامون نشه ولی اعتراضی بکنم که تاثیر داشته باشه ؟
دلم میخواست شوهرم پشتم بود محلش نمیداد اگه با هر دومون خوب بود یا کرم نمیریخت مشکلی نبود