اسی این یادم افتاد
رفته بودم شمال بعد خونه اجاره کرده بودیم
خونه بغلی توریست بودن عرب بودن
عرب عمان بودن صاحب خونه میگفت با یه خانواده عراقی دیگه
منم در اومدم تو حیاط موهامو شونه کردم یهو دیدم اینم تو حیاطه
وای پسرشون گیرداده بود به من😂😂😂😂😂
بعد بیین کپی صدام😂💔سیاه دندوناشم لمینت بود سفید یخچالی میخندید ،😂😂😂
نمیفهمیدمم چی بلغور میکنه