منو نامزدم خیلی باهم راحتیم منم کم پیش میاد اینقد بخام بخورم خلاصه جمعه منو نامزدم اول ظهر رفتیم بیرون ناهار قلیون و این چیزا بعدش رفتیم پیش بابام اینا ناهارو حدودا ساعت ۶ خوردیم غروب پیش پدرم اینا ساعت ۸ اینا سوخاری خریدیم اونا گفتن سیرن یعنی بعدا به جمعشون اضافه شذیم اونا شام خورده بودن فست فودی نامزدمم گف من سوخاری میخام بازم بیگریم گفتم باشه گرفت و بیشترش رو خودش خورد من فقط همون سالاد کلم کوچیک کنار سوخاری خلاصع خاستیم سوار ماشین شیم دیدید ستار خان این سیب زمینی ها جدید اومد زیرش نوشابه اس بالاس سوخاری میریزن گفتم عه ببین از اینا سری بعد بخوریم؟گفت وای من هنوز گشنمه بریم بگیریم گفتم عزیزم گشنته باشه گرفتیم من یدونه ازش برداشتم سیب زمینی بقیش خودش خورد حالا الان بابام میگ فردا میری خونه شوهرت میگن این ندیده بود هیچی ندیده بود نخورده بود خونه برای چی رژیم میگیری بخور کم بخور ک مثل جمعه نشه شکمت سیر مونی نداشته باشه خیلی دلخور شدم هیچی نگفتم... نظر شما چیه؟حرکاتم برای دختر زشته؟ اینم بگم لاغرم قد بلند اما همیشه رژیمم ترس چاقی دارم بعضی روزام دلم بخاد کوه غذا میخورم مدلمه
کار خوبی کردی با نامزدت همراه شو احترام باباتم نگه دار
چشم عزیزم مثلا مامانم کفت ما میخاستیم همه ذرت بخوریم شما چرا چپیدید تو سخاری ؟؟گفتم وا مامان جان اون رفت منم دنبالش چیکار کنم عزیزم گشنش بود 😂😂😂حالا سوالم این بود زورش چرا ب اونا اومده بود