عزیزم هر کدوم ماها داریم با مشکلات خودمون دست و پنجه نرم می کنیم
نمی خواستم بگم
فقط چند ثانیه خودتو بزار جای من
تازه عروس بودم همش یک ماه بود
همسرم ب شدت تصادف کرد دوماه تمام کما بود
دوماه اندازه صدسال گذشت
فشار روحی، روانی، ترس از دست دادنش
در عرض دوماه 20کیلو کم کردم
بعدش ک به هوش اومد شنوایی شو کامل از دست داده بود
فکر کن ادمی که تا دوماه پیش راحت زندگی می کرده حالا شنوایی نداره
کم کم مرخص شد
دوندگی من شروع شد پیش دکتر های گوش و حلق و بینی
اولش می گفتن عمل نمیشه بعدش با کلی دوندگی و جلسه گفتن عمل می کنیم
همسرم یک ماهه عمل کرده
همچنان داریم گفتار درمانی می ریم تازه تازه مثل بچه ها کلمه هارو می شنوه
من تو همه این مدت یکبار نگفتم خدایا منو فراموش کردی!!!!
ذره ای ایمانم کم نشد
ببخشید داستان طولانی گفتم اما شاید برات تلنگر شه