هعی
حتی روم نمیشه به کسی بگم این موضوعو ولی اینجا میگمش
چندیدن باره رابطه ابن دوتارو میبینم به روی خودم نمیارم
خیلی عذاب اوره من بالا میارم تا وقتی که تموم کنن
این سری میدونستن من بیدارم و حتی صداشونم شنیدم از قصد سرو صدا کردم و صبح هم از قصد دعوا کردم
جالبشم اینجاست که یه بار محبور شدیم همه توی یه اتاق بخوابیم فرض کن تووی اون شرایطم بازز....
شرایط روحیم به شدتتت درب و داغونه اینن شده نمک رو زخمم واقعن نمیدونم چیکار کنم لعنت🙂