قراره با همکلاسی ها بریم برای ی جور رایان نور بعد من بخاطر ی دوستم که گفت نمیرم منم گفتم نمیام...اون نظرش تغییر کرد و اصلنم با من نگفته بود تا وقتی که مسئول لیست رو فرستاد و من فهمیدم....فردا رفتم مدرسه دیدم این طرف با ی اکیپ دیگه برنامه ریزی کرده و راستش ناراحت شدم اما اصلا به روی خودم نیوردم و ی جور شد که منم میخوام برم الان واقعا نمیدونم باید چیکار کنم...ولش کنم با همون اکیپ بره و هیچی نگم یا اینکه برم بهش چیزی بگم اخه جوری که پیدا بود تمام برنامه ریزی هاشون رو کرده بودن...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
هعی چقد اتفاق آشنا،همیشه تو دوستی های سه نفره اونی ک نادیدهگرفته میشد من بودم،،ب نظرم برو ولی ب روش نیار ناراحتی عادی رفتار کن بزار باهر کی میخواد باشه کلا رفیق اینا رو برا خودت بزرگ نکن حداست ب خودت باشه دهنتو درگیر نکن من الان بیخیال شدم راحتم البته پیشنهاد من بود مطنسنا باز خودت هرجور صلاح میدونی